يه زوج در اوايل ۶۰ سالگي، سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رو جشن گرفته بودند... چون شما زوجي مثال زدني هستين هر كدومتون مي تونين يه آرزو بكنين... خانم گفت: اووووووووووووووووه !!! من مي خوام با همسر عزيزم، دور دنيا رو بگردم... اجی مجی لا ترجی ... دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک تو دستش ظاهر شد!!! حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب این خیلی رمانتیکه... ولی همچین موقعیتی فقط یه بار تو زندگی آدم اتفاق می افته ... واسه همین ، خیلی متاسفم عزیزم !!! ولی آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال جوون تر از خودم باشه... ( خاک بر سر بی لیاقتت کنن مرد !!! ) خانوم و پری واقعا ناامید شده بودن پری چوب جادویی شو چرخوند و ... اجی مجی لا ترجی ... ( دلم خنک شد)
تو یه رستوران كوچك رمانتيك ...![]()
![]()
ناگهان يه پري كوچولوی قشنگ
سر ميزشون ظاهر شد و گفت:
و درتمام اين مدت به هم وفادار موندين...![]()
![]()
پري چوب جادووييش رو تكون داد و...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولی آرزو ، آرزویه دیگه !!!
و آقا۹۲ ساله شد!!!![]()
![]()
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشند... ![]()
ولی پریها مونث هستن ... 
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:30 توسط بهــــــــــــار |