منم کلاغ غار غاری ... خسته ام از دربه دری ... ساده بگم عاشق شدم ... بهم میگن حق نداری ... بهم میگن پرت ، سیاهه ... همیشه غار غارت به راهه ... واسه تو که سکه نداری ... عاشق شدن یه جور گناهه ... بهم میگن بی اعتباری ... تو حق دوست داشتن نداری ... درسته من پرم سیاه ست ... اما دلم بی انتهاست ... درسته آوازم بده ... آی آدما حق با شماست ... لعنت به این دوره زمون ... ارزشمون به سکه مون ... پرسیاه جرم منه ... آهای کلاغ آواز نخون ... دلتو بردار و برو ... پول نداری ، پرت سیا ه ست ... کجاش به تو عاشق شدن ؟؟؟ اینجا جای بزرگتراست ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:55 توسط بهــــــــــــار |