چقدر فراموشکاریم !!! فاصله ی خیلی چیزا خیلی کمه!!! مرز بین خیلی چیزا حتی از تا ر مویی هم نازکتره!!! و من این روزا زندگیم پر شده از این مرزای نامرئی
مرز بین سلامتی و بیماری مرز بین محبت و بی تفاوتی مرز بین گل لبخند و شبنم اشک مرز بین همه چیز بودن و هیچ شدن مرز شعف و شور و غم مرز میان زندگی و مرگ و مرز بین شروع و پایان من این روزا در حیرتم از ابهامی که بین ایناست مثل رنگایی که آروم آروم به رنگی دیگه تبدیل میشن تنها زمانی می فهمی که رنگ دیگه نمایان میشه زمانی که حریم ها شکسته میشه و تو از یکی میگذری روزگار عجیبیه !!! این روزا شدم ناظر... ناظره همه ی این مرز های پنهان مرز هایی که گاهی باورشون خیلی سخت میشه !!! 



+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 8:26 توسط بهــــــــــــار |