ممنون بابـــــــــت نظرات زیبــــایی که در جواب ســـوال من دادین تو این پست نظرات زیبای دوستای عزیزم رو گذاشتم ولی قبلــــش میخوام یه چیزایی رو یــاد آوری کنم و اون اینه که : هدف من از طرح این سوال بازی کردن با کلمات یادآوری این نکته بود که قبلا چه کارهایی رو انجام دادیم... واســــــه یـــــــــــــــادآوری خـــــــاطرات فرامــــــــــوش شــــــــده واسه اینــــــــــــــکه تو ذهنمـــــــــــــون بمـــــــــــــــونه و واسه اینــــکه این بار با اون مـــداد بهتر و عاقلانه تر بنویسیم !!! بازم از همتون ممنونم و منتظر نظرات گرم شما هستم یکی از دوستان خواسته بود خودمم جواب سوالو بدم جواب منم اینه : اگه اون پاک کن رو داشتم روزای سختی که الان دارم پشت سر میذارم رو پاک میکردم و با یه مداد قرمز، درشت به جاش مینوشتم : بهار همیشه بهاری می مونه بعدش میشدم همون بهار شاد و سرزنده ، همونی که صدای خنده هاش همیشه بلند بود همون بهاری که همیشه میخندوند ، همون بهاری که حتی اگه دلش غم داشت بازم خنده از لباش دور نمیشد کاش اون پاک کن الان دستم بود ... کاش ... کاش ... سلام دوست عزیز و خیلی مهربان خیلی ممنون از اینکه اینقدر زحمت کشیدید تـوعـــاشـق و ما عاشق دم دركش وحاضرباش ورنـــه بخــدا امــروز در خــانـه توئي يا مـا سلام عزیزم که بابامو از دست دادمو به جاش می نوشتم بابا همیشه زنده خواهد ماند بابای من همیشه در کنارم خواهم ماند و من همیشه باهاش درد دل خواهم کرد... سلام بهار جونم من تو زندگیم خیلی اشتباه کردم اگه این پاکن دستم بود دلم می خواست همشو پاک کنم ولی واسه من بزرگه دوست داشتم پاک پاک باشم من اگه مداد پاک کن داشتم دلم می خواست یه دوره از زندگیم رو پاک کنم. رد پای یک دوست رو پاک کنم. اگه یه پاکن داشتم اون روزی که واسم سخت بوود و خیلی ناراحت بودم رو پاک میکردم و به جاش شادی و خوشحالی رو میذاشتم سلام دوست عزیز




ســـــــــــــــــــــــلام به دوستای مهربونم 
با ذکر نــــــام و آدرس وبــــــلاگشون 
یا وقت تلف کردن نبوده بلکه :
و یادمون بیاد که اون پاک کن یه بهانه است
یا اشتباهاتی که قبلا انجام گرفته
دوباره اون اشتباهات رو تکرار نکنیم 
نظرات دوستان رو به ترتیب کامنت ها گذاشتم
سپیدار سبز : بهـــــــــار http://sepidaresabz.blogfa.com
تصاویر عاشقی : ویس الرحمن http://lovely-photo.blogfa.com
جواب که میخواهد براه تون این را مینویسم
اي بلبل شوريــده ديـوانه توئـي يــــــا مــــا جويــاي رخ خـوب جــانــانــه توئــي يـا مــا
تو عــــاشــق گلزاري من عـاشــق ديـــدارم در درد فـراق او مــردانـــه تــوئــي يـــا مــا
تـــو در قـفسي و ما ؛ درخـلوت خـود تنــــها اي گوشـــه نشينِ مست ديوانه توئــــي يـا ما
درفصل بــهارِ وي از عشـــــق جمــــــال وي بـــانعره بياد وي مستـــانه توئــــي يــا مـــا
توچون گل وما جز دوست چيزي چونمي بينـم از غير حبيبِ خوش بيگانــه توئــي يـــا مـــا
نـوزخم خـــوري از خــار ما را بكشــد بـــــردار آيا بزبان خـــــلق افســـانـــه توئـــي يـــا مـــا
گـوينـد كه گنجي هست اندر دل هر سر مست از بهـر چنين گنجـي ويـرانـه توئـي يــا مـــا
محي برگلستـــان شد با بلبل نـــالان گفــت كاي بلبــل نــالنــده جانـــانه توئــي يامـــا
ای کاش میشود شیشه شکسته دوباره پیوند
خیلی ممنون دوست عزیزم موفق باشید
شبنم بهار : زری خانوم گل http://asalnaz100.blogfa.com
من اگه یه مداد پاک کن بهم می دادند اون روزی رو تو زندگیم پاک می کردم
کلبه ی تاریک من : مهرنوش گل http://www.faryadeabi58.blogfa.com
یعنی این پاکن واسه من مثل مرگ میمونه واین مداد مثل تولدی دوباره
کاش میشد دوباره از نو متولد شم
اما افسوس ............
اشتباهای من تو زندگی خیلی کوچیکه و از نظر بعضی ها الکی
کلبه ی عشق : مستانه جون http://shahzadesharghi.blogfa.com
عشق : نازنین عزیزم http://nazaninjon.blogfa.com
عاشقانه برایت مینویسم : اقا فرزاد http://a-kargar-34.blogfa.com
توی زندگی هر کس هم اتفاقات بد هست هم خوب.هم شادی هست هم غم
اینو هم بگم ما انسانها همیشه حسرت گذشته رو میخوریم و همیشه میخواهیم به عقب
برگردیم حالا اگه اون اتفاق خوشایند باشه میخوایم تکرار بشه اگه بد میخواهیم نباشه
ولی من نمیخوام اصلا همچی موقعیتی برام پیش بیاد چون شاید بازم یه چیز بد تر تو زندگیم پیش بیاد چون اکثر اتفاقات بدست خودمان رقم میخوره .پس دلم میخواد دیگه به گذشته فکر نکنم و خرابی های گذشته رو با فکر و تجربه ای که از گذشته گرفتم در آینده درستش کنم.
ممنونم از اینکه خبرم کردی.
یه چیز دیگه ام بگم.انسان بعد از مرگش هم میخواد برگرده این دنیا و از نو عبادت و بندگی خدا کنه و از خدا هم میخواد وخدا هم میگه همین فرصت تو بود و تمام شد
خوش بحال اونای که از این فرصت بدست اومده کمال استفاده رو ببرن تا مجبور نشن
به قول شما یه قلم و مداد بردارن و از نو گذشته اشون رو عوض کنن
سرت رو درد اوردم .در پناه حق
دلسوخته : http://www.ghebleye-mashogh.blogfa.com
سلام
ممنون که خبرم کردی
والا من خیلی دوست دارم برگردم به عقب و خیلی چیزا رو پاک کنم ولی اگه این فرصت پیش بیاد میرم به 16سالگیم . بهترین موقع جوونیم رو از دست دادم . اون موقع به جای اینکه درسم رو محکم بچسبم . رفتم دنبال پول و کنکور رو جدی نگرفتم و باعث شد سه سال پشت کنکور بمونم الان که دارم درس می خونم خیلی خوشحالم . البته کاسبی رو هم ول نکردم
دهکده ی عکس : اقا مهدی http://naznazipic.blogfa.com
خوب منم اگه پاکن داشتم تمام روزهایی رو که از درس دررفتم رو پاک می کردم و درسامو می خوندم البته خیلی روزها هس که باید پاک بشه ولی حیف که همچین پاک کنی هنوز اختراع نشده
قطار عشق : کلووز فایر http://closefire.blogfa.com
خب من اگه این برنامه برام پیش می آمدنقش زندگیمو پاک میکردم
یعنی نه تا حالا آتش خفته ای بود و نه قراره از این به بعد بیاد
منظورم این است که اصلا به دنیا نمی آمدم چون دنیا جای شوخی و بازی نیست
اگه بخواد یکی مثل من باشه باید فاحته کارش را خودش بخونه
خیلی دلم پره نه از خودم، نه از خدا، نه از دوستام، نه از خانواده ونه... ونه...
دلم از دست خود خودم پر است
یه شعر برات مینویسم و دیگه سرت را درد نمی آورم:
من در این سن جوانی ز جهان سیر شدم صورتم گرچه جوان است ز دلم پیر شدم
در ضمن امیدوارم که هیچ وقت از زندگیت سیر نشی یا نه بهتره بگم دلت پر نباشه
که دیگه زندگی واست مثل یه زندان می مونه
شادی های من : مهرنوش جون http://faghat-shadii.blogfa.com
کاش کاش کاش و ای کاش میشد
که 6 سال از عمری که هدر دادم به پای عشق رو پاک کنم و بجاش یه آسمون بکشم برای رهایی کاش به جای تحمل پرواز رو یاد می گرفتم کاش به جای خزان به بهار فکر می کردم
گاهی اشتباهات اونقد بزرگ هستن که جبران نمیشه
و اشتباه من بزرگترین اشتباه بود ای کاش میشد پاکش کرد آبجی
نمیتونم بگم چی بوده ولی میگم قدر لحظه هاتونو بدونین وبرای هر چیز بی ارزی اونو تلف نکنید
شــــــــــــــادترین باشی آجی جونم
شهر عشق : آقا میلاد http://www.shahreheshgh.blogfa.com
من اگه یه پاک کن داشتم و بر میگشتم عقب هیچ چیزو پاک نمی کردم ولی عوضش کلی آدمای جدید و کلی چیزای جدید رو به زندگیم اضافه می کردم
دوست خوبم آقا رضای گل : ممنون دوست خوبم
سلام خانمـــــی ...
خسته نباشید .. زیبا بود ..
این مطلبتون منو یاد یه مذهب بوداییسم تو ژاپن انداخت که اعتقاد دارند انسانها بعد از مرگ به جایی می رن که تو اونجا برای رفتن به ابدیت و رسیدن به جاودانگی بهترین لحظه زندگیشون .... تنها لحظه ای که در اون احساس آرامش کردند رو انتخاب می کنن تا در اون لحظه ماندگار بشن و به جاودانگی برسن
همیشه در کنار این لحظات شیرین و به یاد موندنی لحظاتی هم وجود دارند که خیلی خوش نیستند
شاید خیلی جالب به نظر نیاد که کسی بخواد برگرده و اون لحظه های ناخوشایند رو پاک کنه ... اما واسه همه پیش اومده که بخوان به نوعی اونو تغییر بدن تا بتونن اونو تبدیل به شیرین ترین لحظشون کنن...و در اون به جاودانگی برسن..
اگه من یه پاک کن داشتم تمام تنهاییام و تاریکیهام رو پاک می کردم و بعد با یه مداد رنگی به رنگ آسمون می نوشتم ..
" مـن عاشقــــــم "
تا در اون لحظه به جاودانگی برسم .. در کنار اونی که خیلی دوستش دارم ..
دریای آروم : ملیکای عزیزم http://daryayearoom.blogfa.com
سلام به بهار عزیزم.
من اون اتفاقی رو که دوره ی پیش دانشگاهی برام افتاد رو پاک میکردم.
اتفاق بدی بود...یکی از دوستام بد جوری بهم خیانت کرد.وقتی پاکش کردم...جاش اینو مینویسم که تو انتخاب دوست باید دقیقتر باشم و با اون دوستی نمیکردم.
البته اتفاقای دیگه ای هم هستاااااااااااااااااا که البته همش از اعتماده بیجا حاصل میشه.
البته به قول یکی از اشناهام که میگه اعتماد هیچ وقت اشتباه نیست و کسی که اعتماد میکنه اشتباهی نکرده بلکه اونیکه از اعتماد سواستفاده میکنه اشتباه کرده.
سرزمین شمالی : آقا عادل http://kingnorth.blogfa.com
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شمشیر و خون دیوار چین راساختند
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود.
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان حضرت آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود.
خلاصه ببخشید که شعری جالبی ننوشتم براتون ولی باور کن این شعر از یه شاعر خوبیه
که واقعا هم درست نوشته
یادداشتهای یک کولی : کولی http://koliiiii.blogfa.com
سلام بهار عزیز
روزها چون باد می امدم وچون نسیم وا خورده باز میگشتم ...
سئوال جالبی پرسیدی کولی اگه پاکنی داشت لحظه تولدش رو پاک میکرد وهمیشه انرا خالی میگذاشت تا هیچ از او باشد .....
رپ دوستان : آقا پیمان http://www.rap-class.blogfa.com
اگر به من یک مداد و پاکن میدادن اون دوست عزیزم را که کم کردم بر می گشتم به گذشت و آن را بدست می آوردم چون آن دوست به من زندگی کردن و رسم دوستی را یاد داد.اگر می شود این کار را حتما میکردم ولی حیف همچین مداد و پاکنی وجود ندارد
خورشید واره : بندهشن http://khorshidvareh.blogfa.com
درود ! پرسش جالبیه !
اما من چونکه تا به حال بهش فکر نکردم و البته نمی خوام فکر کنم!جوابی هم نمی تونم بدم.!
چشمان سیاه : نگین جون http://www.myblackeyes.dom.ir
راستش وقتی سوالت رو دیدم یه خورده فکر کرم دیدم منم دوست دارم یه دوره ای از زندگیم رو پاک کنم اما وقتی بیشتر بهش نگاه کردم دیدم اگه اون نقطه از زندگیم رو پاک کنم ادامش ممکنه اینی که هست نشه که من خیلی هم دوسش دارم و با کسایی برخورد نمی کردم که خیلی خیلی دوسشون دارم .
خوب من بیشتر دوست داشتم اصلا نوع زندگیم رو از بچگی عوض کنم نه یه جاهاییش رو اما همینم که هست خوبه .
بچه های تنها : آقا امین http://www.aminson.blogfa.com
سلام سوال جالبی بود ...اگه پاک کن داشتم
1.گناهام رو پاک می کردم
2. رد پای یه دوست بی معرفت یعنی 3 سال رو پاک میکردم
که گناهم هم مال همین 3 سال هستش . واقعا ای کاش میشد اما حیف . حیف
قرار ملاقات : آقا کیوان http://parsakay1.blogfa.com
سلام بهار مهربون
من شاید اگه میخواستم چیزی رو پاک کنم حتماَ وقتی خدای ناکرده اذیتی که ناخودآگاه برای پدر و مادرم داشتم رو پاک میکردم و دائما در خدمتشون می بودم البته زیاد فرزند بدی نبودم ولی گاهی ناخوآگاه ودر نوجوانی کمی مادرم رو اذیت کردم البته نه زیاد چون مادرم همیشه از من راضیه و دعام میکنه
بعدش هم شاید سعی میکردم خوبی ها م رو بیشتر کنم
آسمان قلب عاشق : ستاره جون http://www.aznomisazamat.blogfa.com
نفرت رو پاک می کردم و عشق می ذاشتم
در امتداد شب : آقا حمید http://www.haamiidd.blogfa.com
سلامممممم ... خوبی بهار عزیز؟ اگه پاک کن داشتم.............
کافی نت آبی : آقا مهدی http://www.cnblue.blogfa.com
اگه این پاکن دست من می افتاد فقط فقط فقط یه حرف کوچلو پاک می کردم
اون هم ن نمی خوام باهات باشم که اگه می شد دیگه هیچ رویا آرزو یا .... نداشتم
دل شکسته ی عشق : آقا غلامرضا http://ashenadel.blogfa.com
سلام دوست عزیز
من تمام نظرات دوستان را خواندم و من این حرف را می گویم :
به نظر من خداوند متعال به ما یک پاکن داده است نه اینکه بر گردیم و انها را پاک کنیم بلکه ما می توانیم به عنوان یک کتاب کامل از زندگی برای خود و دیگران استفاده کنیم یعنی از اشتباهات خود درس گرفته و یک تجربه برای خود و دیگران باشد و همین درس گرفتن خود یک پاکن می باشد و تجربه جایگزین اشتباهاتمان می شود به عنوان مثال در یک دوره از عمر یک انتخاب اشتباه کردید و اگر دوباره ان موقعیت پیش بیاید نه تنها برای خود بلکه برای دیگران شما می توانید از ان درس گذشته یک انتخاب خوب برای حال و اینده ی خود بگیرید.
من در زندگی اشتباه داشته ام .
من اکنون در سن 23 سالگی به سر می برم و من دردوره ی دبیرستان خوب تلاش نکردم و دیپلم خود را به سختی گرفتم و ولی اکنون که چهارسال گذشته و در کارهای سخت مشغول به کارم. از دو سال قبل تصمیم گرفتم که در کلاسهای زبان انگلیسی شرکت کنم و توانستم تا انتهای کتاب تافل بخوانم و هنوز هم ادامه می دهم تا بتوانم انگلیسی خود را کامل تر کنم.
اما در مورد محبت و عشق ... بماند که هنوز عشق واقعی ندیدم. سوال زیبای بود.
سرو سبز: دختر و پسر آریایی http://www.sarve-sabz.blogfa.com
چرخ یک گاری در حسرت وا ماندن اسب اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی در حسرت مرگ !!!
مرغ عشق : ملیسا جون http://morgheeshghxlove.blogfa.com
سوالی که کردی خیلی مشکله خیلی کارا دلم می خواد با اون پاکن کوچک انجام بدم ولی ترجیه میدم بدم به یکی که میدونم بیشتر از من به اون احتیاج داره .
اگر در توانم بود همون پاکن رو برای همه ی دوستام بکار می بردم من تو زندگیم حسرت روز یا چیزی رو نخوردم بدی و خوبی های داشتم ولی همه برام تجربه بود تنها از دست دادن یکی برام شک بود که هنوز بعد 7 سال نتونستم قبول کنم .
بیا حالشو ببر : ستاره جون http://www.tak-3tareh.blogfa.com
سوالت سخته راستشو بخوای نمیدونم اما اگه اون مداد پاکنو داشتم
تمام خاطره هامو با کسی که دوسش دارم پاک میکردم
جاشم برای همیشه با مداد سیاه مینوشتم ورود ممنوع
چون دیگه اصلا حوصله ندارم بهار خیلی خستم خیلی خیلی
برام دعا کن میخوام .........
کندو : آقا رضا http://www.kandooo.blogfa.com
من تولدو از زندگیم پاک می کردم و دیگه به اون مداد هم نیازی نیست...!
عاشقم من: سارا جون http://www.kollbeyeeshgh.blogfa.com
من با پاکنم دل بستن رو از زندگیم پاک میکردم و با مدادم روزای قشنگ رو نقاشی میکردم روزای قشنگی رو که از وقتی دل بستم زیاد ندیدم
باز هم زندگی : باران http://www.rahenarafteh77.blogfa.com
سلام چه سوال بامزه ای من مرگ عزیز ترین کسمو پاک میکردم وو
جاش رسیدن به زیباترین عشقو جا میدادم
عمه صنم : عمه ی مهربون و گلم از آلمان دوستت دارم صنم جون
یه آفرین باید بهت بگم به خاطر سوال بسیار قشنگی که اینجا طرح کردی
خیلی تامل بر انگیزه و آدمو یاده خاطره های دور میندازه
سخت انتخاب اینکه بخوای چه اتفاقی رو از زندگیت پاک کنی و یه چیزه دیگه رو جایگزینش کنی ولی اون چیزی که الان به ذهنم میاد اینه بهارم :
من اگه همچین پاک کنی داشتم سالهایی که از پدر و مادرم دور بودم و نمیتونستم از
نزدیک ببینمشون رو پاک میکردم و به جاش صمیمیت و صفای کنار خونواده بودن
کنار مادر جون و آقاجون بودن رو بامداد می نوشتم
گاهی وقتا حسرت اون روزا دیوونم میکنه دلم خیلی واسه اون روزا تنگ شده
واسه مهربونی های مادر و آقا جونم همونی که تو خودتم خیلی دوستش داشتی
روحشون شاد
مرسی بهارم جیگره عمه که منو باز بردی به اون سالهای شیرین
حتی فکر کردن بهش هم لذت بخشه عزیزم
امیدوارم هیچ کس تو زندگیش اشتباهی نکنه که قابل بازگشت نباشه اشتباهات کوچیک یا بزرگ آدما بیشتر به خودشون و طرز فکرشون نسبت به زندگی بستگی داره ممکنه گاهی از نظر بعضی ها این رخدادها اشتباه به حساب نیاد
امیدوارم خداوند قدرت درک درست کارها و رفتارها رو به هممون بده
کازابلانکا : علی آقا http://casabelanca.blogfa.com
من بااون پاک کن اول "عشق" رو اززندگیم پاک می کردم ودوباره بجاش "عشق"می نوشتم.
میلاد ۰۵۱۱: آقا میلاد http://www.cn0511.blogfa.com
دوست داشتم یکی تجربه هایی که الان دارمو بهم میگفت تا خودم تجربه کنم
(بهار: خوب چه ربطی به پاک کن داشت)
دوست گلم پرستو خانوم ممنون پرستو جون
بهار اگه من همچین پاک کنی داشتم :
تمام غمها و غصه های خودم و اونایی که دوستشون دارم رو پاک میکردم و به جاش
شادی و خنده و لذت بردن از زندگی رو می نوشتم
ولی خدایی بهار این پستت خیلی جالب بود سوالشم قشنگ بود
من که خیلی خوشم اومد
به نظرم خوبه گاهی ادما برگردن به عقب و به کارایی که کردن فکر کنن
فرقی نمیکنه خوب یا بد
مهم نتیجه ی اون کاره که باید دید رو زندگی اینده ی ما تاثیر مثبت گذاشته یا نه
دوست خوبم علی آقا ممنون دوست خوبم
اگه اون پاک کن دست من بود زمستون را پاک می کردم وهر چی نامردی تو دنیارو...
منم و یه دنیا حرف: شیدا جون http://www.sheyda00afshin.blogfa.com
اگر اون پاک کنو من داشتم روزی رو که با افشین آشنا شدم پاک می کردم چون الان که رفته هر کاری می کنم نمی تونم فراموشش کنمواگر اون مداد رنگیرو داشتم برگشتنشو می کشیدم
پوچستان : آقا سپهر http://poochestan.blogfa.com
من اگه میتونستم بر گردم حتما خود زندگی را پاک میکردم.
دیوان گریه : آقا حامد http://ezmai.blogfa.com
در مورد سوالت ، که فکر میکنم بیشتر دوستام از جمله شما میدونین جواب من چیه ولی با این حال می نویسم .
مرگ پریا رو پاک میکردم و جای اونو خالی میذاشتم تا همیشه یادم باشه که تنهایی چه سخته .
شب نویس عاشق : عطیه جون http://shabneviseashegh.blogfa.com
من اگه یه مداد پاک کن داشتم خودمو پاک میکردم همه ی خودمو
پایان عشق : آقا محمد http://myaloner00m.blogfa.com
من اگه بودم هیچی رو پاک نمیکردم چون زندگی تلخ و شیرینش زیباست
من یکتا هستم : یکتا جون http://www.afrodit-lovely.blogfa.com
من یه اتفاقه زندگی مو پاک می کردم و مینوشتم هیچ وقت عاشق نمیشم !
يک دريچه براي رفتن در هواي تو پر کشيدن
از سرانجام قصه ي من تا سرآغاز تو رسيدن
از همه عالم و همه يک دريچه براي من بس
عشق پاره پاره: سارا جون http://www.eshgheparepare.blogfa.com
کاشکی میشد بر گردم به زمانی که فقط 13 سالم بود خدایا یعنی میشه؟
اتاقک های کاغذی خیال من : مترسک http://dimas.blogfa.com
اگه میشد.... میدونی! اگه می نوشتم... میدونی!!! + تسلیت قلبِ من!
عکس های سوژه : علی آقا http://www.selendipityy.blogfa.com
شاید اگر اشک از چشمانم جاری شود مرهمی بر این دل خسته باشد
اگر آهی بکشم از قلب و بگم چه نامرد رفیق بد
یار بد بدتر بود از ماربد
مار بد بر جان زند یار بد بر جان و بر ایمان زند
من اگه پاک کن داشتم 3 سال از زندگیم رو که به پای دوست نامرد و نارفیق بودم پاک میکردم
و به جاش بهترینها رو نقاشی میکردم
ممنون از این ایده قشنگت
مرد تنهای شب : داداش خوبم http://seloleenferadi.blogfa.com
اگه به من پاکن میدادن چنان زندگی رو پاک می کردم که از زمان تولد خودم به قبل
برگردم و از تولد چنین شخصی که خودم باشم جلئو گیری کنم و نزارم مثل من به این
سن که رسید به این سرنوشت تلخ دچار بشه..................................
چه کنم این قصه سر دراز داره اگه بخوام بگم و بنویسم این قدر اتفاق تو زندگی
واسم افتاده که تو یه خط و دو خط جا نمیشه. با این حال دیگه از اوضای داداش خبر
داری. نمیگم که حوصلت رو سر ببرم ....................................................
تلافی : آقا کامران http://www.fariba-bala.blogfa.com
من استارت زندگیمو از اول پاک می کردم که اصلا" به دینا نیام
یواشکی های من : الهام جون http://www.mymemos.blogfa.com
سوالت سخت بود... يعني مي دوني پاك كن و مداد اگه داشتي باشي هي دوست داري يه جاي زندگي ات رو پاك كني ودوباره بنويسي.. بعد ممكنه باز خوشت نياد..تازه اش هم اگه الان مداد و پاك كن باشه همه مون اتفاق هاي بد رو پاك مي كنيم وبه جاش اون چيزي رو كه دوست داريم مي ذاريم ولي همون اتفاقات و خاطراتي كه خيلي دوسشون نداشتيم واسمون تجربه شده كه دفه ي بعد چي كار كنيم كه بهتر شه...اينا خودش كلي خوبه و ديگه نيازي به پاكن و مداد نيست.
خلاصه هر چي فك كردم چيز جالبي به ذهنم نرسيد... ولي جواباي دوستات رو خوندم قشنگ بود... در اين مورد نمي دونم چرا هر چي بيشتر به ذهنم فشار مي اوردم كمتر نتيجه مي گرفتم.
اینم نظرات شما دوستای گل به سوال من 
بازم نظر یادتون نره 
بهم بگین کدوم جواب به نظرتون زیبا اومده 
دوستتون دارم
بهــــــــــار 
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 8:0 توسط بهــــــــــــار |