دفتر خاطرات تنهاییم از مشقای دلتنگی عاشقانه ی تو پر شده دیگه تو خلوت عاشقانه ی من نمیای ؟؟؟ نگاهتو مدتهاست که حس نکردم و موندم که چطور این همه وقتو صبورانه گذروندی !!! من نگاه ملتمسم رو توی این واژه ها پر کردم که شاید یه بار دیگه بشنوم : دوستت دارم رو با صدای تو که هنوز تو گوشمه دیگه زبونم از گفتن جمله ها میترسه !!! روزای سرده زندگیم بی تو میگذره دلم برات تنگ شده چه جوری اینو به گوشت برسونم ؟؟؟ چه جوری بگم که تمام لحظه هام پره از دلتنگی نبودنت ؟؟؟ یکی صدام میکنه!!! ولی من به احترام دل عاشقت کناره خلیجه ، نام عاشقانه ی تو لنگر میندازم اگه هنوزم وفادار موندم ، میخوام جواب بی وفایی های تو رو بدم !!! اگه هنوز زنده ام ، اگه هنوز نفس میکشم ، به عشق یاده تویه دل نوشته هام راز دل پریشونمو رسوا میکنن من آواره ی سرزمین رویاهام شدم هیچ کس نمیدونه تو تنها بهونه ی مشق عشق من بودی و هستی

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 8:22 توسط بهــــــــــــار |