حتما براتون پیش اومده که گاهی برگردین به عقب ... و زندگیتون رو از اون موقعی که به خاطرتون مونده ، مو به مو مرور کنین !!! بعد به خودتون بگین : اینجارو اشتباه کردم !!! کاش این راه رو نرفته بودم !!! کاش این کارو نکرده بودم !!! خلاصه خیلی دلتون میخواست می تونستین ... اون اتفاق رو با یه راه بهتر و عاقلانه تر عوضش کنین !!! چند روز پیش یه دوست خوب یه سوال ازم پرسید همون سوال باعث شد که الان من این پست جدید رو بذارم تو وبلاگ !!! اون دوست خوب پرسید : خیلی سوال قشنگی به نظرم اومد البته من واسه جوابش زیاد فکر نکردم ... و خیلی زود جواب ایشون رو دادم اون چیزی که همون لحظه به فکرم اومد. ولی واقعا دلم میخواست میتونستم همچین کاری رو انجام بدم !!! شاید یه کم رویایی به نظر بیاد ولی میدونم که همه ی شما هم دلتون میخواست میتونستین !!! حالا میخوام من این سوال رو از شما بپرسم ؟؟؟ جوابش برام خیلی جالبه خواهش میکنم خیلی راحت اولین چیزی که به ذهنتون میاد رو بنویسین ... تو پست بعدی جوابهای شما رو میذارم مطمئنم که پست جالبی خواهد شد منتظر نظرات زیباتون هستم شما هم دنبال کنین ... از دوست خوبم هم ممنونم به خاطر این ایده قشنگش ...
ســـــــــــــــــــلام ، ســــــــــــــلام دوســـــــــــتای خــــــــــوبم 



اگــــــه یه پـــــاک کن بهـــــت میــدادن و میــــگفتن:
برگرد به عقب و یه اتفاق رو از زندگیت پاک کن !!!
و بعـــــدم یــــه مـــــداد بهــــت میـــدادن و میـگفتن :
جــــــای اونــــــی که پــــــاک کــــردی رو پر کن !!!
کــــــــدوم اتفـــــاق زندگیــــتو پــــاک میـــکردی ؟؟؟
و بـــــــــه جــــــــــاش چــــــــــــی میــذاشتــــی ؟؟؟




دوستتون دارم
بهـــــــــــــار 
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:20 توسط بهــــــــــــار |
این پست مربوط میشه به یه دوست خوب که همیشه جای خواهری که نداشتم رو برام پر کرده ... دوستی که چند روزه قلب مهربونش ... به خاطر رو دست خوردن از نزدیک ترین کسانش هنگ کرده ... و الان تنها همدمش چند تا مانیتوره که فریاد های قلبش رو از آدمای به ظاهر دوست اطرافش توی اون اتاق پخش میکنه ... عزیزم نمیدونم همونایی که ادعا میکردن دوستت دارن ... همونایی که ادعا میکردن محرم رازت هستن ... اونایی که ورد زبونشون دوستت دارم و قربونت برم بود ... و اونایی که با قلب سنگشون دلیل کاراشون رو مصلحت تو عنوان میکنن ... اونایی که تو رو به این روز انداختن ... چه جوری میخوان تو دنیای دیگه جواب این امانتداریشون رو به مادرت بدن ... خدا به دادشون برسه !!! الان این جمله خیلی مصداق پیدا میکنه : عزیزه دلم به چه گناهی به این روز افتادی ؟؟؟ به جرم دوست داشتن ؟؟؟ به جرم عاشق شدن ؟؟؟ به جرم زندگی خواستن ؟؟؟ قفــــس داران سکوتم را شکستند به جرم پا به پای عشـــــــق رفتن مــــرا از خـــلوتم بیرون کشـــیدند تمـــنا در نگاهـــم مــــوج میــــزد کاش حالمو میدیدی عزیزم !!! کاش میتونستم کاری برات بکنم !!! از وقتی فهمیدم گریه امونم نمیده ، دلم برات خیلی تنگه گلم !!! قربونت برم یادته قول دادیم همدیگرو تنها نذاریم ؟؟؟ خانومی ترا خدا زودتر خوب شو !!! قربونت برم به خاطر قلب مهربونت ، به خاطر عشقی که تو اون قلبه مهربونه !!! برات دعا میکنم عزیزه دلم توام سعی کن خوب بشی !!! دوستای خوبم یه خواهش ازتون دارم : ترا خدا واسه این عزیزه مهربونم دعا کنین ، دعا کنین خدا کمکش کنه و خوب بشه ... ازتون ممنونم ... میدونم مثل همیشه تنهام نمیذارین ... تقدیم به تو عزیزم منتظرتم ...
ســــــــــــــــــلام دوســــــــــتان ...


تنها کسانی که ما را می رنجانند ،
عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند !!!








دل دایم صــــــبورم را شکســـتند






پــــر و بال عـــبورم را شکسـتند






چه بی پروا حضورم را شکسـتند






ولی رویـــــای دورم را شکسـتند



بیا ای دوست !!!
سکوت سرده ایام جدایی را زهم بگسل !!!
و جاری کن صدای مهربانت را به شهر آرزو هایم !!!
بیا با مرهم چشمت به زخم کهنه ی قلبم دوایی باش !!!


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:37 توسط بهــــــــــــار |
منو می بینی ؟؟؟ صدامو میشنوی ؟؟؟ گوشای من کر شدن یا تو جوابمو نمیدی ؟؟؟ نمیدونم چراهر چی فریاد می زنم صدام در نمیاد !!! انگاری بختک افتاده روم و نمیذاره کسی صدامو بشنوه !!! شایدم بهتره صدامو نشنون !!! یا اینکه میشنون ولی محتویات صدا براشون تکراریه !!! آره حتما همینه ... همه چی تکراریه !!! همه چی !!! آدمها خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنن از هم خسته میشن ... خیلی زودتر از اون چیزی که به باورشون بیاد فراموش میشن ... بخصوص اونایی که به قول خودت بیشتر از بقیه امتحان پس میدن !!! معنی شو نمیفهمم ؟؟؟ چرا بعضی ها اونقدر تو خوشی غرق میشن که بخاطرش دست به هر ننگی میزنن ؟؟؟ اما بعضی ها خوشی میشه واسشون خاطره ... یا یه عکسه توی آلبوم که فقط اجازه دارن گاهی با سر زدن به اونا یادی ازش بکنن !!! یا اینکه گاهی برن لب پنجره ی خیال و خودشونو اونجوری که دلشون میخواد جا بزنن !!! نمیخوام بنده ی ناشکری باشم برات !!! بذار همون جوری که بودم بمونم ، همون جوری که تو دوست داری !!! ولی آخه منم بنده ی توام !!! منم حق دارم یه چیزا و کسایی رو دوست داشته باشم !!! خدایا فاصله و جدایی حق من نیست !!! اگه حق نداشتم چرا تا اینجا اومدم ؟؟؟ چرابرگشتم ؟؟؟ جواب چراهامو بده !!! دیگه از گفتن کلمه ی " ای کاش " خسته شدم ... چراهمه چی شده : " ای کاش " ، " ای کاش " ... مثل همیشه تنها تو موندی برام ، خودت راه درست رو بهم نشون بده !!! خدایا کم آوردم، باور کن دیگه نمیتونم !!!
ای ستاره!!!
ای ستاره ی غریب!!! 
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم ،پس چرا به داد ما نمیرسد ؟؟؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید !!!
از خـــــــــــدا چرا صدا نمی رسد ؟؟؟

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــا !!!
خدایــــــــــــــــــــــــــــا : خودت کمک کن !!!
امروز فال حافظ گرفتم این اومد : 
دل مـــــــــیرود ز دستم ، صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهــان خواهد شد آشکارا
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران ، فرصت شمار یارا

خداونــــــــــــــــــــــــــدا : 
اگر مشیتت بر آن قرار گرفته که مرا به سوی خود بخوانی 
زودتر مرا فرا بخوان 
تا این چشم هایی که فروغش از آن توست 
اینقدر گریان نباشند !!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:15 توسط بهــــــــــــار |